نترسید خدا باماست

 بعضی نگران جنگ هستند و گاهی هم نسخه تسلیم می پیچند من می گویم جنگ هم بشود ج.ا پیروز است می گویید از کجا چنین می گویی ؟

میگویم از ۴۷ سال تجربه

۱-غائله کردستان که در آن ج.ا پیروز شد

۲-جنگ تحمیلی هشت ساله  که ج.ا پیروز شد

۳-کودتای نقاب که چند ساعت قبل از اجرا خدا آنرا خنثی کرد

۴-حمله طبس که اصلا ج.ا ومسئولین روحشان از آن خبر نداشت و فقط و فقط خدا با به یاری فرستادن شن ها آنرا شکست داد

۵ـفتنه ۷۸

۶-فتنه۸۸

و بقیه فتنه ها تا امروز 


عباراتی که از کتاب اسدالله علم وزیر دربار شاهنشاه عاری از مهر

  :
«26/11/47: وای که طبقه حاکمه چقدر فاسد و پلید است و چگونه انسان را تحمیق می‌کند، و وقت انسان بی‌نتیجه به این شیطنت‌ها و پدرسوختگی‌ها صرف می‌شود.»،
«1/12/53: صبح ملاقات‌های منزل جانکاه بود، چون همه از طبقه لاشخور حاکمه (طبقه خودم) بودند و هرکس به منظور جلب منفعتی آمده بود، واقعاً کسل شدم»،
«15/12/53: صبح باز لاشخورها به سراغ من آمده بودند که از سفره گسترده تازه متمتع باشند. واقعاً جانکاه است. این مردم چقدر رنگ عوض می‌کنند و به این مقام‌ها چسبیده‌اند!»، «20/12/53: مطابق معمول، منزل من پر از ارباب رجوع و به خصوص طبقه خودم یعنی لاشخورها بود.»،
«19/9/53: هیئت حاکمه که خودم هم باشم، واقعاً گُه است»، «12/10/53: طبقه به اصطلاح ممتازه یا به قول من فاسده، که خودم هم جزء آنها هستم، از روی طمع‌ورزی تقاضا دارند و بی‌حد و حصر!»،
«1/11/53: واقعاً تمام کارها مسخره اندر مسخره اندر مسخره است! به قدری افراد کوچک فکر می‌کنند و به قدری در همه کارها قصد ریا و تظاهر در بین است که تمام محور چرخ کارهای کشور این است… همیشه باید بگویم که من خودم را در همین ردیف همین کارکنان شاه می‌دانم، یعنی خودم هم مسخره هستم.»،
«31/4/54: لاشخورها که در اطراف ما هستند، برای بلعیدن این کار بزرگ دهن باز کرده‌اند و از طرق مختلف حمله می‌آورند.»
(ج۴،ص۳۹۹)
نگاه علم به شخص شاه
: «شام هم به سفارت واتیکان رفتم. در آن جا مهمانی کوچک خصوصی به افتخار من داده بودند. بعد از شام، صحبت از رژیم و وضع اجتماعی ایران شد و من به صراحت گفتم که من می‌دانم به یک دیکتاتور قدرتمند خدمت می‌کنم.»(ج ۲، ص ۴۱۶)
وضعیت اسفباری که علم شاهدش بود
اگر نگاهی به خاطرات 5 دی ماه سال 1348 اسدالله علم بیندازیم عمق مصیبت را بهتر درک خواهیم کرد. علم می نویسد « سواری زیبایی بود. آرزو کردم ای کاش تنها نبودم. دو کامیون در جاده فرح آباد تصادف کرده بودند و ترافیک را حسابی بند آورده بودند. صبر کردم و در این فاصله نگاهی به زندگانی مردم این بخش تهران انداختم. تمام خیابان هایی که به بزرگراه می‌خورند کثیف و خاکی هستند... صبح زود بود و پلیس راهنمایی هنوز سر کار نیامده بود ولی یک پلیس تنها که پی در پی سیگار می کشید باد در غبغب انداخته بود و چنان با مردم رفتار می‌کرد که گویی پادشاهی است در حضور رعایایش. چند مرد و زن چادری با بغچه های زیر بغل از حمام عازم خانه بودند ... گروهی بچه دور هم جمع بودند. دخترها همگی چادر بر سر داشتند. طبقات بالای جامعه ما هرگز چنین ساعتی از خواب بیدار نمی شوند، دخترهایشان هم چادر سرشان نمی کنند .مردم دور چرخ لبوفروشی ازدحام کرده بودند. در گوشه‌ی خیابان چند سگ ولگرد و چند بچه لخت و عور لابلای زباله‌ها می‌لولیدند...سربازان وظیفه با سرهای تراشیده، شلوارهای بدقواره و پوتین های بی‌ریخت در کنار خیابان قدم می زدند و ظاهرا از تعطیل صبح جمعه شان لذت می بردند»
علم پس از تشریح کامل آن چه دیده است می نویسد « هم کسالت آور بود و هم غم انگیز؛ صحنه‌ای از جامعه رو به توسعه ...هیچ مقدار خوش بینی ، زندگی را در این خیابانها تغییر نمی دهد.» (گفت و گوهای من و شاه ، جلد یک ، صفحه ۱۷۸و۱۷۹
طبیعی است که وقتی وضعیت پایتخت و خیابان های آن در دوره پهلوی این گونه باشد وضعیت روستاها و شهرهای دیگر چگونه خواهد بود ؟!

راستی چرا؟

 چرا مردم علی رغم نارضایتی واعتراص وبگو مگو کردن در جلسات خانگی به فراخوان‌های ضد نظام درست و حسابی مثل سال ۵۷ واکنش نشان نمی دهند وج.ا را سرنگون نمی کنند که از گلوی سلبریتی های ناشکر یک آب درست و حسابی پائین برود 

راستی چرا؟

 نظر من:

۱-مردم ایران اکثریت مسلمان واگر نگوییم شیعه ،دوستدار اهل بیت پیغمبر اسلام هستند بویژه به امام حسین و امام رضا علاقه خاصی دارند چه ظاهرشان مذهبی باشد چه نباشد

۲-مردم ایران حق ناشناس نیستند هم به نیمه خالی لیوان توجه دارند هم به نیمه پر ،ج.ا دووجه دارد یکی نیمه خالی که همین مشکلاتی هست که همه داریم و نیمه پر که استقلال ،شرف پیشرفتهای علمی و نظامی ،عدم تسلیم در مقابل زور گویان عالم است

۳- مردم برای کسانیکه فراخوان می دهند تره هم خورد نمی کنند البته اگر کسی پیدا شود که سرش به تنش بیرزد شاید ،مردم ایران از کشته شدن نمی ترسند بعضی می گویند ج.ا دد منش است!! وآنها را می کشد من که این را قبول ندارم ولی بفرض که چنین هم باشد اگر کسی بجایی رسیده باشد که کارد به استخوانش رسیده باشد از هیچ چیز نمی ترسد 

۴- تغییر نظام یعنی برگشتن سلطه آمریکا با تحقیرهای چند برابر دوره پهلویها

وضعیت لیبی بعد از قذافی


لیبی پس از قذافی به کشوری چندپاره با دولت‌های موازی، ورشکسته و ناکام تبدیل شد. تقابل بازیگران سکولار و اسلام‌گرا و حضور گروه‌های تکفیری و همچنین مداخله قدرت‌های خارجی و حمایت آنها از یکی از طرفین درگیری در لیبی عامل اصلی بروز وضعیت آشفته در این کشور پس از مرگ معمر قذافی است. مرگ قذافی نتوانست دموکراسی یا ثبات را در این کشور برقرار کند و برعکس این کشور ۱۳ سال است که شاهد دور باطل شکست در روندهای سیاسی است.


بی‌ثباتی، هرج‌ومرج و بی‌قانونی در لیبی این کشور را به مأمنی برای گروه‌های تروریستی تبدیل کرده است. ۱۳ سال درگیری و بی‌ثباتی سیاسی و نابسامانی امنیتی زیرساخت‌های لیبی را نابود کرده و اقتصاد را تحت شعاع قرار داده است. برخی از تحلیلگران و کارشناسان عنوان می‌کنند این وضعیت تلخ موجب شده مردم از نظر روانی در دوره جدید رنج ببرند و از حکومت قذافی تحت عنوان «دوران خوش گذشته» یاد کنند. لیبی امروز که چشم‌اندازی برای صلح و شکل‌گیری دولت ملی واحد در آن دیده نمی‌شود به مدلی برای کشورهایی تبدیل شده است که با سرنگونی حکومت‌ها و مداخله خارجی مواجه می‌شوند. قربانیان اصلی این وضعیت نیز مردم و غیرنظامیان هستند.


سید رضی عمادی؛ پژوهشگر مسائل غرب آ

سیا


وضعیت امروز لیبی بعد از قذافی


لیبی پس از قذافی به کشوری چندپاره با دولت‌های موازی، ورشکسته و ناکام تبدیل شد. تقابل بازیگران سکولار و اسلام‌گرا و حضور گروه‌های تکفیری و همچنین مداخله قدرت‌های خارجی و حمایت آنها از یکی از طرفین درگیری در لیبی عامل اصلی بروز وضعیت آشفته در این کشور پس از مرگ معمر قذافی است. مرگ قذافی نتوانست دموکراسی یا ثبات را در این کشور برقرار کند و برعکس این کشور ۱۳ سال است که شاهد دور باطل شکست در روندهای سیاسی است.

بی‌ثباتی، هرج‌ومرج و بی‌قانونی در لیبی این کشور را به مأمنی برای گروه‌های تروریستی تبدیل کرده است. ۱۳ سال درگیری و بی‌ثباتی سیاسی و نابسامانی امنیتی زیرساخت‌های لیبی را نابود کرده و اقتصاد را تحت شعاع قرار داده است. برخی از تحلیلگران و کارشناسان عنوان می‌کنند این وضعیت تلخ موجب شده مردم از نظر روانی در دوره جدید رنج ببرند و از حکومت قذافی تحت عنوان «دوران خوش گذشته» یاد کنند. لیبی امروز که چشم‌اندازی برای صلح و شکل‌گیری دولت ملی واحد در آن دیده نمی‌شود به مدلی برای کشورهایی تبدیل شده است که با سرنگونی حکومت‌ها و مداخله خارجی مواجه می‌شوند. قربانیان اصلی این وضعیت نیز مردم و غیرنظامیان هستند.

سید رضی عمادی؛ پژوهشگر مسائل غرب آسیا